راؤ
راز
دونفركه يكي خداراقبول داشت ودومي قبول نداشت،باهم به كوه رفتند.به كوهي كه خدادرانجازندگي ميكرد!دومي اين پيشنهادراداده بودتاثابت كنددرمشكلات وسختي ها،خدابه كسي كمك نميكند.
ديگري گفت:"موافقم!امامن براي ثابت كردن ايمانم مي ايم."
وقتي به قله رسيدند،شب شده بود.درتاريكي صدايي شنيدند:"سنگ هاي اطرافتان راباراسبانتان كنيدوانهاراپايين ببريد."
مرددومي گفت:"مي بيني بعدازچنين صعودي ازما ميخواهدكه بارسنگين تري راحمل كنيم.محال است كه اطاعت كنم!"
اما ديگري به دستورعمل كرد.وقتي به دامنه كوه رسيدند،هنگام طلوع بودوانوارخورشيد،سنگ هايي راكه مردمومن باخوداورده بود،روشن كرد.انهاخالص ترين الماس هابودند!!!!!!!!!!!!!
مومن گفت:"تصميمات خدامرموزند،اما هميشه به نفع ما هستند."
دونفركه يكي خداراقبول داشت ودومي قبول نداشت،باهم به كوه رفتند.به كوهي كه خدادرانجازندگي ميكرد!دومي اين پيشنهادراداده بودتاثابت كنددرمشكلات وسختي ها،خدابه كسي كمك نميكند.
ديگري گفت:"موافقم!امامن براي ثابت كردن ايمانم مي ايم."
وقتي به قله رسيدند،شب شده بود.درتاريكي صدايي شنيدند:"سنگ هاي اطرافتان راباراسبانتان كنيدوانهاراپايين ببريد."
مرددومي گفت:"مي بيني بعدازچنين صعودي ازما ميخواهدكه بارسنگين تري راحمل كنيم.محال است كه اطاعت كنم!"
اما ديگري به دستورعمل كرد.وقتي به دامنه كوه رسيدند،هنگام طلوع بودوانوارخورشيد،سنگ هايي راكه مردمومن باخوداورده بود،روشن كرد.انهاخالص ترين الماس هابودند!!!!!!!!!!!!!
مومن گفت:"تصميمات خدامرموزند،اما هميشه به نفع ما هستند."
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 21:48 توسط همایون
|