تا اطلاع ثانوی

باسلام واحترام

خدمت دوستان عرض کنم تا اطلاع ثانوی آینده نگری انجام نمی شود.

درود

درود بر دوستان .ان شاالله که پیروز و

سربلند  باشید.

 

اگردوستان قدیمی سری به این وبلاگ

می زنند لطفا پیام بذارند تا از احوالاتشون

باخبر شوم.متشکرم

نیت کنید

باسلام خدمت دوستان قدیمی و جدید.اگه مایل بودید نیت کنید تا فال بزنم.

تبریک

آغاز امامت امام عصر (عج) برهمه دوستان مبارکباد.

شباهت و رابطه جادویی خوراکی ها با اعضای بدن

 

آیا تا به حال متوجه شباهت ظاهر بعضی از مواد غذایی با اندام های بدن شده اید؟ مثلاً‌ آیا متوجه شده اید که مغز گردو چقدر شبیه به مغز انسان است و یا لوبیا چه شباهت عجیبی با کلیه دارد؟ جالب اینجاست که این شباهت ها بی هدف نیستند و  این مواد غذایی در سلامتی همان عضوی از بدن که به اونها شباهت دارد، نقش دارند. در این پست، از شما دعوت می کنیم که با رابطه عجیب و شگفت انگیز بدن انسان و طبیعت آشنا شوید و بار دیگر به بزرگی آفریدگار توجه کنید.

food-that-resemble-body-organs

 

 

شباهت گوجه فرنگی و قلب

tomato_similarities_to_heart

 

علاوه بر رنگ قرمز گوجه فرنگی که تا حدودی به رنگ قلب شباهنت دارد،‌ در داخل گوجه هم اتاقک هایی وجود دارد که با نصف کردن اون قابله مشاهده هستند. این اتاق ها به حفره های داخل قلب شبیه هستند. گوجه فرنگی حاوی آهن و پتاسیم است. این دو عنصر، بی نهایت برای سلامت قلب و خون مفید هستند.

شباهت مغز گردو و مغز انسان

walnut_similarities_to_brain

 

هم مغز گردو و هم مغز انسان دارای دو نیمکره راست و چپ هستند و پیچ و خم های اونها شبیه به یکدیگر است. جالب اینجاست که خوردن گردو به بهبود عملکرد مغز و انتقال دهنده های عصبی نقش دارد.

شباهت کرفس و استخوان ها

celery_similarities_to_bones

 

استخوان های ما حاوی ۲۳٪ سدیم هستند. دقیقاً همین مقدار سدیم هم در کرفس وجود دارد. همچنین، ظاهر ساقه های کرفس هم به بعضی از استخوان های بدن شبیه است.  همونطور که مصرف بیش از حد سدیم برای بدن مضر است،‌ کمبود اون هم برای بدن ضرر دارد. اگر دچار کمبود سدیم بشویم،‌ بدن ما از سدیم استخوان ها برای رفع نیاز خود استفاده می کند و در نتیجه استخوان ها ضعیف می شوند. به همین دلیل و برای داشتن استخوان های محکمتر، توصیه می شود که حتماً از کرفس در برنامه غذایی خودمون استفاده کنیم.

شباهت آووکادو و رحم

avocado_simiraties_to_uterus

 

آووکادو دارای فواید زیادی برای تخمدان ها و رحم است و البته به رحم هم شباهت دارد. مصرف هفته ای یک آووکادو به جلوگیری از سرطان تخمدان و گردن رحم،‌ کمک می کند. همچنین، آووکادو باعث تعادل هورمون ها می شود. حتماً تعجب می کنید اگر به شما بگوییم که حدوداً ۹ ماه طول می کشد تا میوه آووکادو برسد!

شباهت لوزالمعده و سیب زمینی شیرین

sweet_potato_similarities_to_panceras

 

با کمک سیب زمینی شیرین که دارای شباهت ظاهری با لوزالمعده است، لوزالمعده می تواند قند خون رو به شکل بهتری در حد متعادل نگه دارد.

شباهت ورقه های هویج و چشم

carrot_similarities_to_eyes

 

اگر هویج رو به صورت ورقه های دایره ای شکل، ببریم، متوجه شباهت اون به چشم می شویم. همونطور که همه ما می دانیم، هویج برای چشم مفید است. هویج دارای ویتامین A است که چشم رو تقویت می کند و نیز دارای بتاکاروتن می باشد که از تخریب چشم جلوگیری می کند.

شباهت زنجبیل و معده

ginger_similarities_to_stomach

 

زنجبیل علاوه بر اینکه به معده شباهت دارد، در درمان ورم و زخم و انقباضات معده هم نقش دارد زیرا حاوی آنزیم هایی است که پروتئین مواد غذایی رو هضم می کنند.

شباهت قارچ غاریقون و گوش

mushroom_similarities_to_ear

 

اگر قارچ غاریقون رو از وسط نصف کنیم، متوجه شباهت اون به گوش می شویم. این قارچ، شنوایی رو تقویت می کند و از معدود خوراکی هایی است که سرشار از ویتامین D می باشد. وجود این ویتامین، برای سلامت استخوان ها ضروری است. این ماده غذایی برای استخوان های ریز موجود در گوش، بسیار مفید است.

برگرفته از: 

 

جوانمردی و پوستین

مردي نزد جوانمردی آمد و گفت : تبرکي ميخواهم. جامه ات را به من بده تا من نيز همچون تو از جوانمردي بهره اي ببرم. جوانمرد گفت: جامه ي مرا بهايي نيست. اما سوالي دارم؟ مرد گفت: بپرس. جوانمرد گفت: اگر مردي چادر بر سر کند زن مي شود؟ مردگفت: نه جوانمرد گفت اگر زني جامه ي مردانه بپوشد مرد مي شود؟ مرد گفت: نه جوانمرد گفت: پس در پي آن نباش که جامه ي از جوانمردان را در بر کني که اگر پوست جوانمرد را هم در بر کشي جوانمرد نخواهي شد . زيرا جوانمردي به جان است نه به جامه

سلامی مجدد

سلام بر دوستان و همراهان

مردی در سردخانه

 

مردی در حال یخ زدن پشت شیشه

 

ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮﺯﯾﻊ ﮔﻮﺷﺖ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩ. ﯾﮏ ﺭﻭﺯ که به تنهایی ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﮐﺸﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭفته بود در ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ او ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ سردخانه گیر افتاد. آخر وقت کاری بود. ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺟﯿﻎ ﺩﺍﺩ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺴﯽ ﺻﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﺩ ﻭ ﻧﺠﺎﺗﺶ ﺑﺪﻫﺪ ﻭﻟﯽ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﮔﯿﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺶ ﺩﺭ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺪ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ 5 ﺳﺎﻋﺖ، ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﮒ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩ. ﺍﻭ ﺍﺯ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻄﻮﺭﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺳﺮ ﺯﻧﺪﻧﺪ. ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: «ﻣﻦ 35 ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽ‌ﺁﯾﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ‌ﺭﻭﻧﺪ. ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻌﺪﻭﺩ ﮐﺎﺭﮔﺮﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺳﻼﻡ ﻭ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﯽ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﻣﯽﮐﻨﯽ و ﺑﻌﺪ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯽﺷﻮﯼ. ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺮﻫﺎ ﺑﺎ ﻣﺎ ﻃﻮﺭﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ. ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﻢ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻗﺒﻞ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩﯼ ﻭﻟﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ﮐﺮﺩﻥ تو ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻡ. برای همین ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺳﺮﯼ ﺑﺰﻧﻢ. ﻣﻦ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻩ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺗﻮ ﻣﻦ ﻫﻢ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻡ.»
ﻣﺘﻮﺍﺿﻊ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻧﻤﺎﻥ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺍﺳﺖ. ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺗأﺛﯿﺮ ﻣﺜﺒﺘﯽ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻧﻤﺎﻥ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎً ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ.

 

فریبا

سلام برشما.آینده نگری کردم ولی مورد تشابه وجود نداشت.ضمنا قسمت نظرات وبلاگت فعال نبود که نظر بزارم.موفق باشید.

روز مادرمبارک

همه چیز از یک جفت جوراب زنانه شروع شد

هوس زن گرفتن به سرم زده بود. دوست داشتم وضع مالی خانواده همسرم پایین‌تر از خانواده خودم باشد تا بتوانم زندگی بهتری برایش فراهم کنم. مادرم چنین دختری برایم در نظر گرفته بود.  نمی‌دانم این خبر چگونه به گوش رئیسم رسید چون به صرف نهار دعوتم کرد تا نصیحتم کند. اسم رئیس من عاصم است اما کارمندان به او می‌گویند عاصم جورابی! 
سر ساعت به رستوران رفتم. رئیس تا مرا دید گفت: «چون جوان خوب و نجیب و سربه‌راهی هستی می‌خوام نصیحتت کنم.» بعد هم گفت: «مبادا به سرت بزنه و بخوای واسه زنت وضع بهتری فراهم کنی!» و ادامه داد: «اگه به حرفم گوش نکنی مثل من بدبخت می‌شی. همونطور که من بدبخت شدم و حالا بهم می‌گن عاصم جورابی!»
پرسیدم: «جناب رییس چرا شما رو عاصم جورابی صدا می‌کنن؟»
جواب داد: «چون بدبختی من از یه جفت جوراب شروع شد» و بعد داستان زندگی اش را برایم تعریف کرد:
وقتی خواستم زن بگیرم با خودم گفتم باید دختری از خانواده طبقه پایین بگیرم که با دارو ندارم بسازه و توقع زیادی نداشته باشه. واسه همین یه دختر بیست و یک ساله به اسم صباحت انتخاب کردم. جهیزیه نداشت. باباش یک کارمند ساده بود. چهره چندان جذابی هم نداشت و من به خاطر انتخابم خوشحال بودم. صباحت زن زندگی بود. بهش می‌گفتم امشب بریم رستوران؟ می‌گفت نه چرا پول خرج کنیم؟ می‌گفتم: صباحت جان لباس بخرم؟ می‌گفت: مگه شخصیت آدم به لباسه؟
تا اینکه براش به زور یه جفت جوراب خوشگل خریدم. دو ماه گذشت اما همسرم جوراب نو رو نپوشید. یه‌ روز گفتم عزیزم چرا جوراب تازه‌ات رو نمی‌پوشی؟ با خجالت جواب داد: آخه این جورابا با کفشای کهنه‌ام جور در نمیاد! به زور بردمش بیرون و براش یه جفت کفش نو خریدم. فرداش که می‌خواستیم بریم مهمونی باز کفش و جوراب رو نپوشید. بهش گفتم چرا تو کفش و جورابتو گذاشتی توی صندوق و نمی‌پوشی؟ جواب داد: آخه لباسام با کفش و جورابم جور در نمیاد! همون‌روز یک دست لباس براش گرفتم. اما همسرم باز نپوشید. دلیلش هم این بود: این لباسا با بلوز کهنه جور در نمیان! رفتم دو تا بلوز خوب هم خریدم. ایندفعه روسری خواست. روسری رو که خریدم دیگه چیزی کم و کسر نداشت اما این تازه اول کار بود! چون جوراباش کهنه شدن و پیرهنش هم از مد افتاد و از اول شروع کردم به خریدن کم و کسری‌های خانوم! تا اینکه یه روز دیدم اخماش رفته تو هم. پرسیدم چته؟ گفت این موها با لباسام جور نیست. قرار شد هفته‌ای یه بار بره آرایشگاه. بعد از مدتی دیدم صباحت به فکر رفته. بهم گفت: اسباب و اثاثیه خونه قدیمی شده و با خودمون جور درنمیاد. عوض کردن اثاثیه خونه ساده نبود اما به خاطر همسر کم توقعم عوضش کردم. مبل و پرده و میز ناهارخوری و خلاصه همه اثاثیه خونه عوض شد. صباحت توی خونه باباش رادیو هم ندیده بود اما توی خونه من شب‌ها تلویزیون می‌دید! 
چند روز بعد از قدیمی بودن خونه و کثیفی محله حرف زد. یک آپارتمان شیک تو یکی از خیابونای بالاشهر گرفتم. اما این بار اثاثیه با آپارتمان جدید جور نبود! دوباره اثاثیه رو عوض کردم. بعد از دو سه ماه دیدم صباحت باز اخم کرده. پرسیدم دیگه چرا ناراحتی؟ طبق معمول روش نمی‌شد بگه اما یه جورایی فهموند که ماشین می‌خواد! با کلی قرض و قوله یه ماشین هم واسه خانوم خریدم. حالا دیگه با اون دختری که زمانی زن ایده‌ال من بود نمی‌شد حرف هم زد! از همه خوشگلا خوشگل‌تر بود! کارش شده بود استخر و سینما و آرایشگاه و پارتی! دختری که تو خونه باباش آب هم گیر نمیاورد تو خونه من ویسکی می‌خورد. مدام زیر لب می‌گفت: آدم باید همه چیزش با هم متناسب باشه! 
اوایل نمی‌دونستم منظورش چیه چون کم و کسری نداشت. خونه، زندگی، ماشین، اثاثیه و بقیه چیزا رو که داشت. اما بعد از مدتی فهمیدم چیزی که در زندگی صباحت خانوم کهنه شده و با بقیه چیزا جور درنمیاد خودم هستم! مجبور شدم طلاقش بدم. خانه و ماشین و اثاثیه و هرچی که داشتم با خودش برد. تنها چیزی که برام موند همین لقب عاصم جورابی بود! یه جفت جوراب باعث شد که همه چی بهم بخوره. کاش دستم می‌شکست و براش جوراب نمی‌گرفتم!

 

قربانی دختر

روزی پسر بچه ای نزد شیوانا رفت و گفت: «مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی که به کاهن معبد دارد، خواهر کوچکم را قربانی کند. لطفا خواهر بی گناهم را نجات دهید.»
شیوانا سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید که زن دست و پای دخترخردسالش را بسته و در مقابل در معبد، قصد دارد با چاقو سر دختر را ببرد. جمعیت زیادی زن بخت برگشته را دوره کرده بودند و کاهن معبد نیز با غرور و خونسردی روی سنگ بزرگی کنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا بود.
شیوانا به سراغ زن رفت و دید که زن به شدت دخترش را دوست دارد و چندین بار او را درآغوش می گیرد و می بوسد. شیوانا از زن پرسید که چرا دخترش را قربانی می کند. زن پاسخ داد که کاهن معبد گفته است که باید عزیزترین پاره وجود خود را قربانی کند تا بت اعظم او را ببخشد و به زندگی اش برکت جاودانه ارزانی دارد.
شیوانا تبسمی کرد و گفت: «اما این دختر که عزیزترین بخش وجود تو نیست. چرا تصمیم به کشتن او گرفته ای؟ عزیزترین بخش زندگی تو همین کاهن معبد است که به خاطر حرف او تصمیم گرفته ای دختر نازنین ات را بکشی. بت اعظم که احمق نیست. او به تو گفته است که باید عزیزترین بخش زندگی ات را از بین ببری و اگر تو اشتباهی به جای کاهن دخترت را قربانی کنی، هیچ اتفاقی نمی افتد و شاید به خاطر سرپیچی از دستور بت اعظم، بلا و بدبختی هم گریبانت را بگیرد!»
زن لختی مکث کرد. دست و پای دخترک را باز کرد. او را در آغوش گرفت و آنگاه درحالی که چاقو را محکم در دست گرفته بود، به سمت پله سنگی معبد دوید. اما هیچ اثری از کاهن معبد نبود! می گویند از آن روز به بعد دیگر کسی کاهن معبد را در آن اطراف ندید!

 

عشاق ناشناس

ﻣﻦ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﯾﻢ. ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ بین‌مان ﻧﯿﺴﺖ. ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ﻫﯿﭻ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﻤﯽﺯﻧﯿﻢ. ﺳﺮﺩ ﻭ ﺑﯽ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﺟﺪﺍ شویم. ﭼﻨﺪﯼ ﭘﯿﺶ ﯾﮏ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻭ ﭘﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺩﺍﺩﻡ. ﯾﮏ ﭘﺎﺳﺦ ﭘﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺩﺍﺩ. ﮔﻔﺖ: «ﺗﻮ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺣﺮﻑ ﻣﯽﺯﻧﯽ!» ﻭ ﻣﻦ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﭘﺎﺳﺨﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﺍﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﭘﺎﺳﺨﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻣﻦ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ و ﺑﺎﺯ ﺍﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ. ﺍﺻﻼً ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯽﮐﺮﺩﻡ ﻫﻤﺴﺮﻡ بلد باشد ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺪ ﻣﺤﺒﺖآﻣﯿﺰ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﺪ. ﮔﺎﻫﯽ آﻧﻘﺪﺭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯽﺯﻧﯿﻢ که ﻣﻦ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯽﺭﻭﺩ آن سوی ﺧﻂ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺳﺖ.
ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ به ظاهر ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﺷﺪﻩﺍیم. آﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﻭ ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ. ﺣﺘﯽ ﮔﻔﺖ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺟﺪﺍ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﮐﺎﺵ می‌شد ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ. 
ﻣﺎ آﺩﻣﻬﺎﯼ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ؛ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ، ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﻣﯽﻣﯿﺮﯾﻢ، ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ، ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻧﯿﻢ، ﻫﻤﺎﻧﯽ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﯽﺩﺍﻧﯽ!

 

یا این یا باز هم این

شیوانا از راهی می گذشت. پسر جوانی را دید با قیافه ای خاک آلوده و افسرده که آهسته قدم برمی داشت و گه گاه رو به آسمان می کرد و آه می کشید. شیوانا کنار جوان آمد و از او پرسید: «غمگین بودن حالت خوبی نیست. چرا این حالت را برگزیده ای؟»مصمم در خواستن و کنار گذاشتن شک و تردید و راضی شدن به جایگزین ها
پسر جوان لبخند تلخی زد و گفت: «دلباخته دختری خوب و پسندیده شده ام. او هم به من دل بسته است اما هم پدر من و هم پدر آن دختر از هم زیاد خوششان نمی آید. امروز من دل به دریا زدم و در مقابل پدر خودم و پدر او با صدای بلند فریاد زدم که یا باید با ازدواج من با دختر مورد علاقه ام موافقت کنند یا اینکه من خودم را خواهم کشت!»
شیوانا لبخندی زد و گفت: «و آنها هم یکصدا گفتند که با گزینه دوم موافقت کردند و گفتند برو خودت را بکش چون با ازدواج شما دو نفر موافقت نمی کنند!؟ درست است؟»
پسر آهی کشید و گفت: «بله! الآن مانده ام چه کنم. از طرفی زیر حرفم نمی توانم بزنم و از طرف دیگر هم می دانم که خودکشی گناه است و فایده ای هم ندارد. اشتباه کارم کجا بود!؟»
شیوانا دستی بر شانه های جوان زد و گفت: «اشتباه تو در جمله ای بود  که گفتی! وقتی انسان چیزی را از اعماق وجودش می خواهد دیگر مقابل این خواسته گزینه جایگزین و انتخاب دیگری مطرح نمی کند. او فقط یک انتخاب را می خواهد و هرگز هم از این انتخاب خود کوتاه نمی آید. تو باید می گفتی یا با ازدواج من با این دختر موافقت کنید و یا باز هم باید با این ازدواج موافق باشید.»
شیوانا این بار محکم بر شانه جوان کوبید و گفت: «همیشه در زندگی وقتی چیزی را طلب می کنی دیگر به سراغ «شاید و اگر و اما» نرو. هر وقت که در خواسته تو تردیدی ایجاد می شود و تو این تردید را با آوردن عبارت «یا این یا آن» بیان می کنی، مخاطبین تو می فهمند که چیزی که می خواهی قابل معامله است و اگر برآوردن قسمت اول درخواست تو  سخت و مشکل باشد، بلافاصله به سراغ قسمت دوم آن می روند و تو هرگز نباید روی بعضی از خواسته های خود امکان معامله فراهم کنی! یاد بگیر که روی بعضی از آرزوهایت از عبارت «یا این یا باز هم این» استفاده کنی. مطمئن باش محبوب تو هم وقتی این جمله را می شنید بیشتر از جمله ای که گفتی خوشحال و مصمم می شد.»

ع  جواب شما را دادم

چه زمانی بخوابیم

 

 

 

دیدم با مزه هست گذاشتمش

سلام بردوستان بزرگ

درخدمتتون هستم

جواب نیت هدا

سلام

چیزی که درنیت داری انجام نمیشه ولی بهتراز آن برات انجام میشه.

آیا آمریکا به سوریه حمله میکند؟

نیت شد که آمریکا به صوریه حمله میکندو اعداد  ۴۳۲۴۱۳۲۴۲ بدست آمد که نمونه قبلی آن این است.

۱- یک نفر چیزی را گم کرده بود ونیت کرده بود که آیا گیرش می آید که گیرش نیامد.

۲- یکی نیت کرده بود که آیا میرود ماموریت به یکجائی.که نرفت ماموریت.

 

پس من نتیجه میگیرم که آمریکا یا حمله نمیکند و اگرهم بکند نتیجه ای نمیگیرد و مردم سوریه پیروز میشوند.

بازم میام

سلام بردوستان

بعداز وقفه ُبازهم میام خدمتتون و آینده نگری میکنم براتون.موفق باشید.

يك دوره آموزش

سلام پست قبلي يك دوره آموزشي جالبي هست .بيشتر درمورد آن صحبت خواهم كرد.

 

نگاه کنید اگر نمونه های قبلی همه کاندیدها را بخونید متوجه میشوید که همشون یک مشکلی داشتن به جز آقای روحانی. جالبه که نمونه قبلی آقای روحانی رفتن یک کاندید اصلاح طلب به مجلس بود.

درخصوص هرچند کاندیدا

باسلام

درخصوص چندتا از کاندیداها جداگانه نیت کرده ام وبرای هرکدام عدد جداگانه ای آمده است و مقایسه آین چندتا باهم جالب هست. شمابگوئید با این اوصاف کی رئیس جمهور میشود؟

۱- درخصوص آقایان رفسنجانی و مشائی که گفتم نمیشوند وتوضیحش هم در پستهای قبلی هست.

۲-درخصوص آقای عارف: درمورخه ۱۶/۳/۹۲نیت کردم که عدد بدست آمده ۱۲۲۱۴۳۴۳۱ است که نمونه قبلی آن این است که من نیت کرده بودم آیا با یک نفر دیگه گلخانه راه اندازی میکنم. که من انصراف دادم و شریک نشدم.دوم این که نیت کرده بودم که بروم یک شهری که نرفتم.سوم اینکه نیت کرده بودم تا پایان هفته وام میگیرم و سایپا ثبت نام میکنم که نکردم.

۳-درخصوص آقای روحانی: اعداد بدست آمده و۳۳۳۳۲۳۳۴۱۴۳۲۴۳۱۴۳۱ که نیت شده بود که یکی از کاندیدهای اصلاح طلب مجلس میرود مجلس که رفت.

۴- درخصوص آقای محسن رضائی: اعداد بدست آمده ۱۴۴۲۳۳۳۱۴ ونمونه قبلی آن نیت شده بود که فردا بروم سه راهی به ایستم و با یک گروه دیگر بروم ماموریت که اینطورشد که دیگه سه راهی نه ایستادم و مستقیما رفتم محل تجمع آن اکیپ وبعد رفتیم ماموریت.

۵- درخصوص آقای ولایتی:اعداد بدست آمده:۴۱۴۳۱۴۴۳۱ می باشد که نمونه قبلی آن شخصی نیت کرده بود که در فلان روز مراسم عقد برگزار می گردد که بله مراسم برگزار شد ولی بین اقوامهای عروس و دادماد نزاع صورت گرفته بود.

۶-درخصوص آقای قالی باف:عدد بدست آمده ۱۲۲۴۳۱۲۴۲و۴۲۳۲۳۳۱۲۱و۳۴۲۱۴۳۴۴ که نمونه های قبلی اینها هستن: یکی اینکه گفته بودم بین دوگزینه یکیشون هست که بود و دیگر اینکه نیت کرده بودم فرداشب میروم جائی که رفتم . حالا باتوجه به نیت دکتر ولایتی هم که کرده بودم و اون جریان .هنوز نمیتوانم تصمیم قطعی بگیرم. احتمالا دومرحله ای بشه .اون وقت بهتر بشه تصمیم گرفت. البته عدد۱۲۲۴۳۱۲۴۲ عدد خوبی نیست وبه میت مشهوره .

۷- درخصوص آقای جلیلی: اعداد بدست آمده:۱۴۴۱۲۱۳۳۲ و۲۳۴۳۲۳۲۱۱ می باشد که نمونه قبلی آن شخصی در خصوص وضعیت بارش باران و زراعت سال ۸۷ نیت کرده بود که در آن سال وضعیت خوبی نبود .

۸-درخصوص آقای حدادعادل: نیت نکرده بودم

چه جالب

http://upload.tehran98.com/img1/1rmxbbicpbwzf3e8q57.jpg

در مورد جناب قالی باف

درخصوص کاندیداتوریب جناب قالی باف این اعداد اومده ۱۲۲۴۳۱۲۴۲و۴۲۳۲۳۳۱۲۱و۳۴۲۱۴۳۴۴ که نمونه های قبلی اینها هستن: یکی اینکه گفته بودم بین دوگزینه یکیشون هست که بود و دیگر اینکه نیت کرده بودم فرداشب میروم جائی که رفتم . حالا باتوجه به نیت دکتر ولایتی هم که کرده بودم و اون جریان .هنوز نمیتوانم تصمیم قطعی بگیرم. احتمالا دومرحله ای بشه .اون وقت بهتر بشه تصمیم گرفت. البته عدد۱۲۲۴۳۱۲۴۲ عدد خوبی نیست وبه میت مشهوره .

جواب نیتها

سلام بر دوستان

ببخشید بنا به دلایلی جوابها دور شده ان شااله سعی میکنم تا امشب جوابها بدهم.

خوب جواب تعدادي را مي دهم.

بعضي ها خصوصي خواستن كه مشخصات كامل نمي نويسم

1- ال...


اعداد بدست اومده 243314314 نمونه قبلي نيت شده بود كه با برادرم صحبت كنم و روي خانه برادرم وام بگيرم كه بله با ايشان صحبت كردم و وام هم گرفتم و من نتيجه ميگيرم كه آره شما با همديگه در اينخصوص صحبت ميكنيد موفق باشيد


2-فرزندپسر 

جواب شما: اعداد بدست آمده 113323224 كه نمونه قبلي آن اين بوده كه دانشجوئي منتظر بود پروندش را بفرستن از اصفهان به دانشگاه جديد كه نيت كرد آيا فرستادن كه معلوم شد هنوز نفرستادن و هنوز تطبيق داده نشده .البته بعدا فرستادن
حالا من اينطور نتيجه ميگيرم كه ان شااله در آينده فرزند پسر گير شما مي آيد ولي نميدانم منظور فال اينه كه هنوز نطفه بسته نشده يا اين كه مثلا فرزندان بعدي هست.

3-مريم و سرمايه گذاري

اعداد بدست اومده 113211413 مي باشد و نمونه قبلي آن نيت شده بود برود اهواز و بسلامتي كارش انجام شود و برگردد كه طرف رفت و كارش انجام شد و برگشت.

حالا نتيجه براي شما: به نظر من اينه كه ان شالله خوبه و مشكلي پيدا نميكنيد حالا از نظر سود دهي چطور باشه نميتونم چيزي بگويم.

4- يا علي ya ali 

اعداد بدست امده 212233121 نمونه هاي قبلي دوتا داشت يكي اينكه يك نفر نيت كرده بود با پسرخالش ازدواج ميكنه كه نكرد و دوم اينكه نيت كرده بود كه در آن مرحله كه امتحان گواهينامه ميده قبول ميشه كه اصلا امتحان نداد پس من نتيجه ميگيرم كه نيت شما انجام نميشه.

آماده باشید

دوستان سلام آماده آینده نگریهای عجیب و غریب من در آینده باشید.

کاندیداتوری آیت الله هاشمی رفسنجانی چه میشود؟

یاسلام

تعدادی از دوستان پیشنهاد دادند که در خصوص کاندیداتوری آیت الله هاشمی رفسنجانی آینده نگری کنم.

خوب دوستان این هم آینده نگری آیت الله هاشمی رفسنجانی:

اعداد بدست آمده ۲۳۴۱۲۱۱۳۴ و ۲۴۳۲۳۳۴۳۱ امانمونه های قبلی  اولا" یک نفر نیت کرده بود تا فلان ساعت یک چیزی را می فروشد که نفروخت.

ثانیا" یکی که مرغداری داشت نیت کرد که دوره پروشش خوب میشود که نشد پس نتیجه میگیریم که

حضرت  آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور نمی شود.

پیشگوئی بزرگ. رحیم مشائی رئیس جمهور نمی شود.

سلام

دوستان طبق پیشگوئی بنده اسفندیار رحیم مشائی رئیس جمهور نمی شود .و آقای دکتر ولایتی رئیس جمهور میشود البته یکسری مشکلاتی هم بوجود خواهد آمد.

حالا توضیح:

۱- نیت درخصوص رئیس جمهوری اسفندیار رحیم مشائی 

اعداد بدست آمده: ۲۱۲۱۲۱۴۴۴ می باشد که نمونه قبلی آن این بود که شخصی نیت کرده بود فلان کس تا فلان تاریخ عقد میکند که در آن تاریخ نکرد .پس نتیجه رحیم مشائی رئیس جمهورر نمیشود.

۲- نیت درخصوص رئیس جمهوری سعید جلیلی

اعداد بدست آمده:۱۴۴۱۲۱۳۳۲ و۲۳۴۳۲۳۲۱۱ می باشد که نمونه قبلی آن شخصی در خصوص وضعیت بارش باران و زراعت سال ۸۷ نیت کرده بود که در آن سال وضعیت خوبی نبود .پس نتیجه سعید جلیلی رئیس جمهور نمی شود.

۳- نیت درخصوص رئیس جمهوری دکتر ولایتی

اعداد بدست آمده:۴۱۴۳۱۴۴۳۱ می باشد که نمونه قبلی آن شخصی نیت کرده بود که در فلان روز مراسم عقد برگزار می گردد که بله مراسم برگزار شد ولی بین اقوامهای عروس و دادماد نزاع صورت گرفته بود پس نتیجه میگیریم که دکتر ولایتی رئیس جمهور میشود ولی مشکلاتی بوجود می آورد .

توضیح اینکه : اگر دکتر ولایتی بعد از تائید شورای نگهبان به کاندیداتوری خود ادامه دهد رئیس جمهور میشود

توضیح : این نیاز به توضیح مفصل دارد .همچنین تا الان برای بقیه نیت نشده بود ضمنا توضیح کامل که برای همگی نیت شده شفاف هست.البته با نیت سه نفر نمی بایست اینقدر صریح میگفتم این راقبول دارم.۲۵/۳/۹۲

جواب نیتها

سلام دوستان جوابها را دادم.موفق باشید.